تبلیغات
... از حضور تا ظهور
... از حضور تا ظهور

 
مثل خیلی از روزها که دغدغه ها و دل نگرانی هایم از اوضاع زمانه در قلم جاری می شود ، این بار درحال نگاشتن بودم که نا خواسته قافیه ها در کناره هم صف کشیدند و نثر تبدیل به نظم شد .آنچه مشاهده میفرمایید یک دل نوشته منظوم 100%جوششی است . لذا اگر نواقص را نظاره گر بودید عذرخواهم . زیرا هیچ تلاشی برای قاعده وار نمودن آن نداشتم.خواهش مندم تا آخرش مطالعه فرمایید  تا انشاالله با به کار گیری ابیات پایانی جامعه ای آماده ظهور فراهم آوریم.
این هم روایت " ازحضورتا ظهور " به شیوه منظوم...

ادامه مطلب را مشاهده بفرمایید...
________________________________________________

پ .ن 1 : میتوانم به حتم اعلام کنم که یکی از مشکلات و معضلات جدی انسان ها در عصر حاضر پدیده ناپسند "جوّ گیری" است . که متاسفانه مصادیق بی شماری دارد و یکی از آنها عکسهایی به دور از عفت و حیا از بازیگران سریال های رمضانیه،ماه خدا ، ماه بندگی،ماه توبه کردن (!!!) است که در این زمینه قدرت و سرعت "جو" در اینان تا حدی زیاد بوده که حتی نتوانستند تا اتمام ماه مبارک صبر کنند و لااقل حرمت نگاه دارند.نمیدانم!قضاوت حق بنده نیست.شاید برای تعارض ایجاد کردن در اذهان مخصوصا نوجوانانی که الگویشان زندگی بازیگران است دلیل عقلی و خداپسندانه دارند اما... عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم... !
!!    
خداوند همه مان را از مرض "جو زدگی" به دور سازد.

پ. ن 2 : چند روز پیش یکی از دوستان،تولد وبلاگ بنده را تبریک گفت این درحالی بود که بنده اصلا همچین روز مهمی(!!!) را به یاد نداشتم لکن به این اندیشیدم که چقدردر این یک سال با مطالبم وقت دیگران را ضایع کردم یا شاید هم توانستم اثر کوچک مثبتی در زندگیشان گذاشته باشم . به هرحال برای حالت اول از شما عذرخواهم و برای حالت دوم از لطف خدا سپاسگزار.


پ ن 3 : احتمالا از نیمه ماه شهریور برای نظرات تایید گذاشته می شود و تا مدت "نه چندان طولانی" (یکی دو هفته) فقط نظرات شما بزرگواران را می خوانم و به دلیل کمبود زمان، امکان مطالعه وبلاگ ها به مینیمم ممکن می رسد !
در ضمن به همان دلیل کمبود وقت نتوانستم برای این پست از تمامی بزرگواران موجود درلیست لینکهایم دعوت نمایم لذا شدیدا شرمنده ام و پوزش میطلبم.


ازحضور تا ظهور... (منظوم)


سالها این گفته ام را گفته ام                 "من محبّ و عاشق پیغمبرم

عشق ثاره الّه تمام دین من                   العجــل گفتن شده آیین من"


این "همه" گـفتار من بود و عمل

ذره ای با این سخن نسبت نداشت

ایـن همه عشق و نثار جــان همه

حرف بود و حرف هم قیمت نداشت


خون به دل کردم ندانستم چرا             آل احمد می زند واپس، مرا

زندگی را با هوس آمیختم                 آبروی شیعه اش را ریختم


شیــعه، نامــم بود اما حــیدرم

با غبار زندگی کمرنگ گشت

فاطمه با آن همه حجب و حیا

جانشینش چهره صد رنگ گشت


این همه زینب که بی خوابی کشید     این همه عباس ، بــی آبــی کشید

این همه یاران ، شــهــادت یافتند        داغها ، در خانه ها انداختند ...


دین چه شد ؟ بازیچه ای در دست ما

مهدی اش دل خون شده از دست ما

دست محرومان که گیرد این زمان ؟

اشــک ریزد مهدی صاحــب زمان


بس که اسراف و تجمل کرده ایم         از مسیــر حـق ، تنزل کرده ایم

دیــش ها بــر بام ها تعظـیم شده          رکن دین با حرف او تنظیم شده


چادر زهــرا مــلامت می شود

از بَزَک کرده حمایت می شود

غیبت و تهمت برانیم بر زبان

تا گنـه شویـیم ما از این و آن


درمــحافــل هـم خــدا تنــها شده        صوت ورقص مردوزن برپا شده

*

ای مسلمانان ، مسلـمانی کنید

نَفس ، را اساعه قربانی کنید

چون به اسلام آمدی ایمان بیار

چون علی رو بر ره جانان بیار


ابــن مـلجم را ببین با  آن همه            ادعای بـندگی آخـــر چه شـد؟

آن علی بودش که با حرف وعمل      چون نگینی در جهان تابنده شد


عرصه ،عصر کربلای محشر است

جنگ نرم، همچون جهاد اکبـر است

کیست عباس و یل یــابــن الحـســن؟

دلخوشی او تو باشـی یا کـه مـن ؟


یاریش کن مهدی صاحب زمان           تا شود راضی ز تو هر دو جهان

گـر بخواهی از خــدا قرب ظهـور     مهدی اش هم ازتو خواهد شوق وشور


گر تو باشی در همه صحنه "حضــــــــور"

از تو حرکت باشد و از او " ظـــــــــهـور "

 

تقدیم به امام زمان (عج)

ازحضور تا ظهور...

 





نوشته شده در تاریخ جمعه 4 شهریور 1390 توسط مهسا
درباره وبلاگ

************************* *************************