تبلیغات
... از حضور تا ظهور
... از حضور تا ظهور

بارها و بارها با خود اینگونه می اندیشیدم که چرا دیگر از آن عذاب های الهی که تاریخ را دگرگون می ساخت خبری نیست ؟ از سنگباران ها از خشکسالی های جان فرسا از بوزینه شدن ها ، که خداوند در صورت مشاهده سرکشی  بندگانش خشم عبرت آمیز خود را بر آنها نازل میکرد ! آیا دنیا گلستان است ؟ آیا هیچ سرکشی از فرمان الهی صورت نمی گیرد ؟ آیا جهان پر از ترک صلاة ، شراب خواری ، لواط ، ارتباط نا مشروع با نامحرم ، بی حجابی ،ظلم،حرام خواری و... نشده است ؟ پس چگونه خدایمان این گونه صبور گشته وهمچون سنت دیرینه اش هر از گاهی سره را از ناسره جدا نمی نماید ؟ چرا سرکشان در پی نافرمانی خود و تابعان امر الهی در پی سوختن و ساختن با این عصر فسادند؟ این اواخر این  سوالات را اینگونه به خود پاسخ می دادم که خداوند به برکت امام زمان به  ما مهلت داده و عذابی نازل نمی نماید ...البته این صبر خدا جای بسی شکر دارد چرا که در غیر این صورت تنها خدا میداند که تا به حال بر من و امثال من چه ها می آمد!!!

اما تمام این فکر ها و اندیشه ها زمانی مرا به پاسخ قطعی رسانید که در زندگی نامه حضرت شعیب که مسئول هدایت قوم أیکه و مدین بوده و بارها نامشان به عنوان ظالمان و مفسدان در قرآن آمده است ، به داستان زیر برخوردم و انگشت حسرت بر دهان گزیدم که ای وای، من و امثال من چقدراز جانب پروردگار عذاب شده ایم و خود از آن غافلیم ! بی جهت نیست که خداوند سبحان امر کرده است که به گذشتگان بنگریم و عـــــبـــــرت گیریم...این هم از داستان :

عصر حضرت شعیب - علیه السلام - بود، یك نفر مغرور گنهكار كه بازوان ستبر و سلامتى و پیكر چاق و چلّه‏اى داشت، به هر كه مى‏رسید مى‏گفت: «من با این كه گنهكارم خداوند مرا هیچ گونه مجازات ننموده، و از هر نظر در سلامتى و عافیت هستم، پس مجازات الهى دروغ است.»

خداوند به حضرت شعیب - علیه السلام - الهام كرد به آن شخص بگو: «اى احمق! چقدر تو را مجازات كنم، تو ظاهر سالمى دارى ولى باطنت سراسر تیره و تار است، قلب كور و واژگونه دارى، از این رو گوش شنوا و چشم بینا و دلى آگاه و پند پذیر ندارى آیا آن همه بلا و بیمارى كافى نیست؟!»

شعیب - علیه السلام - سخن خداوند را به او ابلاغ كرد. او گفت: اگر خداوند مرا مجازات كرده، نشانه آن چیست؟ شعیب - علیه السلام - از خدا خواست تا نشانه مجازات او را بیان كند، خداوند به شعیب - علیه السلام - الهام كرد: «نشانه‏اش این است كه از عبادتهایى كه انجام مى‏دهى مانند نماز، روزه، زكات و... هیچ گونه لذت روحى نمى‏برى، اطاعت تو ظاهرى زیبا دارد، ولى باطن آن هم چون گردوى پوچ است، گردوى پوچ را اگر در زمین بكارى، هرگز رشد نخواهد كرد.

از نماز و از زكات و غیر آن *** لیك یك ذرّه ندارد ذوق جان

طاعتش نغز است و معنى نغرنى *** جَوْزها بسیار در وى مغزنَى

دانه بى مغز كى گردد نهال *** صورت بى جان نباشد جز خیال

حضرت شعیب - علیه السلام - سخن خداوند را به او ابلاغ كرد، او به راز مطلب متوجّه شد و همچون الاغ در گل فرو ماند.

( خوش به سعادت كسانی كه مشمول این عذاب الهی نگشته اند و نماز هایشان سرشار از خضوع و دقت و توجه و بدون هیچ حواس پرتیست!)

 

پ . ن 1 : خداوندا به ما توفیقی عطا فرما که در هیچ یک از لحظات زندگی مان حتی ثانیه ای هم گمان نبریم که "من" به دور از وسوسه های شیطانم چرا که دقیقا آن لحظه ، لحظه ورود شیطان درزندگی مان است...

پ .ن 2 : داستانی  دیگر از روزگار حضرت شعیب وجود دارد که شدیدا با این روزهای ما و جامعه ما پیوند خورده و عبرتی بس  فراوان در خود نهفته است. انشاالله در پست بعدی مشاهده خواهید نمود...

پ . ن 3 : به ماه ذی القعده نزدیک میشویم. ماه اول  ماه های حرام است . حواسمان باشد که در ماه های حرام معصیت ها و حسنات چندین برابر حساب می شود . در ضمن روزه گرفتن در سه روز متوالی پنجشنبه و جمعه و شنبه در این ماه فضیلت بسیاربالایی دارد چه نیکو تر است که درپنجشنبه این هفته  که مصادف با اول ماه است خود را مستفیض این رحمت الهی نهیم . التماس دعا...

 

 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مهر 1390 توسط مهسا
درباره وبلاگ

************************* *************************